خودمونی!

 

این صد و سی و یکمین پستی است که می نویسم!

تا حالا چی نوشتم؟ خوب بوده؟ بدرد خورده؟ یا مشتی خزعبلات قی کردم؟ عجب سوالات سختی!

با یکی از کارمندا امروز بیشتر آشنا شدم. از بچه های قدیمیه. درد و دلش رو که باز کرد فهمیدم قبلا کسی بوده برای خودش. در حدی که حتی به مدیر راهکار نشون میداده و پای ثابت جلسات خصوصی بوده! اینکه چطور شده حالا به کناره رونده شده و دیگه کسی تحویلش نمی گیره قصه قشنگیه. اومدن افراد جدید به حلقه مدیر و بی نظمی و یکدست نبودن نیروهای جدید و ... . می گفت حالا که تقریبا کنار کشیده بهتره! فرصت فکر کردن بیشتری داره. آرامش بیشتری داره و از اینجایی که هست می تونه خیلی چیزا رو ببینه که قبلا نمی تونسته ببینه و خیلی چیزای دیگه.

اما هنوز برقی تو چشماش بود که نشون میداد هر لحظه آماده س برای انجام کاری!

 

/ 3 نظر / 34 بازدید
لیلا

متاسفانه از اینجور آدما زیاده!! کافیه یه زیرآب زن بیاد قبلی رو بندازه بیرون! در ادارات ما تنها چیزی که رعایت نمیشه حق!