شب بخیر...

سلام خوبی؟ شب بخیر. امشب هم مث هر شب تا اومدی رفتی بالا خوابیدی. نه حرف اضافه ای و نه ... .        فقط نگاهی. مث اینکه باز بیرون شام خوردی. نه؟ چه خبر؟ اوضاع و احوال چطوره؟ چند وقتیه خیلی دوست دارم یه سر بهت بزنم، ولی خوب روزا سر کارم. شبا هم که تو دیر میای و می خوای استراحت کنی.
جالبه.شب می ری، شب میای ولی تا میام کنارت، چشات و باز می کنی و نگام می کنی. با این همه خستگی باز حواست به دور و برت هست. خیلی هم با نمک می خوابی. از سنگینی و وقارت خوشم میاد.
دلم به حال تنهاییت می سوزه. تا حالا چیزی از خونواده ات نگفتی، اما از اینکه یه جورایی جزو خونواده ی ما شدی خوشحالم. خوب دیگه داره دیر میشه. من هم باید بخوابم. کاری نداری؟
                                                                                               شب بخیر پیشی کوچولوی من...!
/ 12 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نوشين۱۷

آقا شما آدرس وبلاگتو اشتباهی مينوشتی تو کامنتهايی که برای من ميگذاشتی با هزار دوز وکلک از کامنتهات تو آرشيوم آدرس رو پيدا کردم اين رو به حساب نامهربانی من نگذارين آدرس درست نداشتم

ندا.ح

ووووووووووووی چه نازنازی میخوایم

عليرضا

سلام خوبه ولی به نظرم گره اش قبلا باز شده. فکر می کنم يکی ديگه هم همينطورس نوشته فکر می کنم اما نمی دونم کی و کجا؟ موفق باشی عزيزم اين هم نوعی گسترش عشق است که مرام ما گسترش عشق است

ندا.ح

چقدر دير می آپی بچه ی کارون

عسل

سلام خوبی ؟ آپ کردم منتظرم

عسل

به لبخندي مرا از غم رها کن مرا از بي کسي هايم جدا کن اگر مردن سزاي عاشقان است براي مردنم هر شب دعا کن.

افسانه

منم يه عروسک خرس دارم اسمش " مموشه " دوسش دارم .