هديه

بابا همیشه هدیه می خرید برای بچه ها. اینبار برای دخترک یه چادر خرید. دخترک با شور و شعف هدیه رو گرفت. باورش نمی شد. یه چادر خوشگل و کوچولو مث خودش. دخترک مطمئن شد دیگه بزرگ شده. بابا بود. مامان بود. عمه هم بود.
هدیه رو گرفت و بابا و مامان رو بوسید. چادرو بسر زد. خواست خودی نشون بده جلوی بابا و مامان و عمه. سعی کرد چادرو خوب بگیره. شروع کرد به راه رفتن، آروم و با دقت.
تا ته اتاق رفت و بعد برگشت تا عکس العمل بابا رو ببینه.
بابا گریه می کرد!
دل دخترک لرزید. گفت: بابا، چادرو خوب نگرفتم؟
بابا خطاب به عمه گفت: به خدا مثل مادرم فاطمه راه میره.
کودک زیر لب گفت: فاطمه؟
 
 
 
السلام علیک یا رقیه (س)
/ 1 نظر / 20 بازدید